روایت شب وحشت آمل از زبان بازمانده خانواده
در همین لحظه، مردی با اسلحه در دست، میان ازدحام جمعیت ظاهر شد. او داماد خانواده بود؛ کسی که همسایهها لحظاتی قبل صدای گلولههایش را شنیده بودند. نگاهها به او خیره شد. چهرهای خونآلود، مضطرب
شهریور ۱, ۱۴۰۴ - 11:06 ق.ظ ادامه مطلب