در جنگ ۱۲روزه، دشمن با سخت‌ترین ابزار نظامی وارد میدان شد و ما ۱۰۶۲ شهید دادیم؛ اما همان دشمن وقتی از روایت، تصویر، هیجان و عملیات شناختی رسانه‌ای استفاده و ذهن مردم جامعه را هدف گرفت، نتیجه‌اش شد ۲۴۲۷ شهید

به گزارش مجله خبری تپور؛ ابراهیم افشاری؛ اختلاف آمار تلفات انسانی جنگ ۱۲روزه با اغتشاشات اخیر پرده از حقیقتی تلخ برداشت که این اختلاف عددی، نه تصادف است و نه صرفاً نتیجه شدت درگیری؛ بلکه نشان‌دهنده یک خلأ راهبردی است که ما هنوز مرزهای فیزیکی را دیده و نه‌تنها به مرزهای ذهنی توجهی نداریم بلکه این مرزهای ذهنی برای ما نامرئی هستند.

یکی از مهمترین دلایل این کورچشمی این است که سال‌هاست رسانه در ساختار تصمیم‌سازی ما «پیوست» است، نه عنصر اصلی «میدان». در نتیجه، هر بار که بحران شکل می‌گیرد، تازه به فکر روایت می‌افتیم؛ آن هم در حالی که ذهن مخاطب مدت‌ها قبل، در جایی دیگر اشغال شده و این یعنی وقتی نگاه راهبردی به رسانه وجود نداشته باشد، ذهن جامعه به‌طور طبیعی در اختیار ما نیست و ناچار می‌شویم در حالت دفاع دائمی بمانیم؛ وضعیتی که در آن نه ابتکار عمل داریم، نه امکان ساخت امید پایدار و نه حتی توان تبدیل پیروزی‌های میدانی به سرمایه اجتماعی.
اینجا دیگر مسئله، فقط رقابت روایت‌ها یا سرعت اطلاع‌رسانی نیست بلکه میدان واقعی، وضعیت شناختی و هیجانی مخاطب است؛ جایی که اگر رها شود، تحریف‌ها تثبیت می‌شوند و حتی بدیهی‌ترین محاسبات اخلاقی از تشخیص ظالم و مظلوم گرفته تا فهم نسبت قدرت و مسئولیت، دچار واژگونی می‌شود.

رسانه‌های مخرب در این میدان، بیش از آنکه خبر بدهند، سیستم عصبی مخاطب را درگیر کرده، اضطراب می‌سازند، تهدید را دائمی می‌کنند و ذهن را در حالت بقا نگه می‌دارند.در چنین وضعی، حتی حقیقت هم کارایی خود را از دست می‌دهد؛ درواقع رسانه‌ها امروز دیگر فقط خبر نداده بلکه هیجان و معنا را مدیریت می‌کنند.

از طرفی ذهن مخاطب، به‌خصوص نوجوان و جوان، دیگر مستقیماً به رسانه‌های رسمی توجهی ندارد و او با این رسانه‌ها زندگی نمی‌کند، آن‌ها را دنبال نمی‌کند و اعتماد فعال به آن‌ها ندارد.آنچه بر ذهن او اثر می‌گذارد، نه خودِ پیام رسمی، بلکه بازخورد اجتماعی آن پیام است؛ چیزی که از طریق شبکه دوستان، اینفلوئنسرها، میم‌ها و روایت‌های دست‌به‌دست‌شده به گوشش می‌رسد و این یعنی آنچه بر ذهن او اثر می‌گذارد، بازخورد اجتماعی پیام‌هاست.

به بیان دیگر، رسانه رسمی دیگر «منبع» نبوده و نهایتاً یکی از «مواد خام» قضاوت‌های ثانویه است. اگر این بازخورد در محیط‌های غیررسمی منفی، تمسخرآمیز یا بی‌اعتبارکننده باشد، حتی دقیق‌ترین پیام هم به ضد خود تبدیل می‌شود.
در کنار این موارد روزمرگی‌های ذهنی خانواده‌ها و رهاشدگی در حوزه پرورش توسط مهمترین متولی تربیتی نوجوانان پس از بنیاد خانواده یعنی آموزش و پرورش فضایی به مراتب ترسناک‌تر از جنگ سخت (نبرد برای فتح مرزهای کشور) را رقم می‌زند و درست همین‌جاست که جنگ ذهنی برایمان خطرناک‌تر از جنگ سخت می‌شود.

آنچه امروز نیاز داریم، نه واکنش‌های مقطعی رسانه‌ای و نه هیجان‌سازی‌های کوتاه‌مدت، بلکه یک برنامه جامع شناختی-رسانه‌ای است؛ برنامه‌ای که بفهمد مخاطب چگونه فکر می‌کند، چگونه هیجان می‌گیرد، چگونه قضاوت می‌کند و چگونه امید یا ناامیدی در ذهنش تثبیت می‌شود.

بدون این فهم، هر پیروزی میدانی ناتمام می‌ماند و هر بحران، هزینه‌ای بیش از حد واقعی به کشور تحمیل می‌کند. متولیان تربیتی و فرهنگی باید بدانند که مقابله مؤثر با جنگ شناختی نیازمند سه محور اصلی است:
اول، خنثی‌سازی تحریف شناختی، یعنی آموزش ساده و غیرسیاسی درباره چگونگی فریب ذهن انسان و نشان دادن خطاهای شناختی، انتخاب گزینشی واقعیت و برجسته‌سازی هیجانی آن هم بدون اشاره به رسانه یا جناح خاص زیرا هدف این است که ذهن مخاطب آگاه و مقاوم شود نه فقط چشمانش.

دوم، مهار مهندسی هیجان؛ کمااینکه رسانه‌های مخرب با هیجان کار می‌کنند نه با خبر و ذهن را در حالت اضطرار دائمی نگه می‌دارند. راهکار کاهش بمباران خبری، انتشار پیام‌های آرام، منظم و آموزش «مکث شناختی» برای فاصله گرفتن از واکنش فوری، تا ظرفیت پردازش عقلانی ذهن بازگردد و تثبیت شایعات کاهش یابد.سوم، بازگرداندن حس عاملیت؛ چون جنگ شناختی می‌تواند درماندگی آموخته‌شده ایجاد کند، لازم است با تجربه‌های کوچک و ملموس از تأثیرگذاری فردی و برجسته‌کردن نمونه‌های واقعی محلی، امید فعال و عقلانی بازسازی و جامعه از ایستایی و انفعال خارج شود.
در وضعیت کنونی نه در بحران حاد هستیم و نه در وضعیت عادی، بلکه در فاز رسوب شناختی قرار داریم (جایی که هیجان‌ها فروکش کرده اما داوری‌ها تثبیت نشده و ذهن جامعه خسته اما کنجکاو و بدبین است) خطای راهبردی این است که فکر کنیم «تمام شد» یا دوباره وارد ادبیات هشدار شویم؛ زیرا هر دو، طعمه رسانه معاند را فعال می‌کند.

والدین و خانواده‌ها نیز ابتدا باید بر مدیریت معنا به جای اخبار تمرکز کرده و از بازگو کردن مکرر وقایع اجتناب کنند.دوم، طعمه‌های رسانه‌ای را مستقیم پاسخ ندهند و مهارت‌های ساده تفکر نقاد و تحلیل را با فرزندان تمرین کنند.

سوم، امید واقعی و کم‌حجم ارائه دهند، با تمرکز بر نمونه‌های کوچک و ملموس از ثبات و موفقیت، زیرا ذهن در حال پردازش پیام‌های قطعی و شعاری را نمی‌پذیرد. با این رویکرد، نه تنها ذهن جامعه حفظ شده، بلکه امکان تبدیل پیروزی‌های میدانی به ثبات و اعتماد اجتماعی فراهم می‌شود.یادمان نرود اگر امروز از خود نپرسیم که چرا هزینه جنگ رسانه‌ای برای ما از جنگ نظامی بیشتر شده، فردا باید هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر بپردازیم.

انتهای خبر/۱۳۰۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

adal pikchar pornfactory.mobi www rajput photo com indian girl sex video download analpornstars.info wap indian sex com x vedioa eromyporn.info indian mom and baby اجمل طيظ sexesursexe.com افلام نيك لواط سكس\مصري ursextube.com نياكه رومانسيه
hearts on ice may 22 2023 full episode teleseryeheaven.com apoy sa langit july 28 2022 full episode english desi sexy video daporn.mobi marati sex photo xvedios mom porndig.mobi indian sexs vedios hentai ah my godess hentairulz.com 300 yen no otsukiai اخ بينك اختة arabian-porn.com افلام سكس طياز كبيره
قصص نيك مصورة onetube.org سكس فلاحي مصري filmywap mobi afiporn.net manipuri sex girl marugujrat pornhindivideo.com sex blue com sex pron videos xxx-pakistani.com x porn please deshi xnx orgymovs.net mallu force sex