از بازدیدهای ناگهانی تا دستورهای فوری جلوی لنز دوربین، سبک تازهای از مدیریت در حال تثبیت است؛ سبکی که در آن، بلاگری مسئولان پررنگتر از کارکرد نهادها دیده میشود.
به گزارش مجله خبری تپور؛ ابراهیم افشاری- در روزهای اخیر، انتشار ویدئویی از حضور سرزده فرماندار یکی از شهرستانهای گیلان در اداره جهاد کشاورزی، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد. تصویری که از فعالیت حداقلی این اداره در یک روز غیرتعطیل ارائه و بهسرعت در فضای مجازی دستبهدست شد که همین عامل، پرسشهای جدی درباره میزان کارآمدی و نظارت بر دستگاههای اجرایی را برانگیخت.
از طرف دیگر همزمان با این اتفاق، شاهد پدیدهای رو به گسترش در مدیریت شهری و بعضاً اجرایی استان هستیم؛ حضور پررنگ برخی مسئولان در قالب بلاگر، با دوربین روشن، دستورهای فوری و وعدههای حل مسئله در لحظه. از شهرداران گرفته تا مدیران اجرایی، بسیاری ترجیح میدهند پاسخ مطالبات مردمی را نه در فرآیندهای اداری، بلکه در قاب اینستاگرام و ویدئوهای کوتاه بدهند.
این رویکرد، اگرچه در نگاه نخست نشانهای از پاسخگویی و نزدیکی به مردم تلقی میشود، اما در یک دوگانه خطرناک نیز میسازد. یعنی از یکسو، نهاد اداری بهعنوان مجموعهای ناکارآمد، منفعل یا حتی تعطیل تصویر میشود و از سوی دیگر، مسئول بهعنوان قهرمانی که با حضور میدانی و دستور لحظهای، گرهها را میگشاید.
مسئله اینجاست که در این روایت، «نهاد» قربانی «فرد» میشود. ادارهای که باید بر اساس قانون، ساختار و فرآیند پاسخگو باشد، به موجودی بیاراده تقلیل مییابد که تنها با تذکر رسانهای به حرکت درمیآید. این همان نقطهای است که میتوان از آن بهعنوان وادادگی نهادی یاد کرد.
پدیده مسئول بلاگری، بیتردید چاقویی دولبه است. از یکسو میتواند شفافیت ایجاد کند، مدیران را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد و سرعت رسیدگی را افزایش دهد و از روی دیگر این تیغه، خطر شواف، مدیریت نمایشی و تخریب سرمایه اجتماعی را به تصویر بکشد.مردمی که بارها صحنه «دستور جلوی دوربین» را میبینند، بهتدریج به این جمعبندی میرسند که یا ادارات عملاً کار نمیکنند، یا حل مسائل بدون نمایش رسانهای ممکن نیست.
بازدید سرزده، اگر در چارچوب نظارت واقعی و اصلاح فرآیندها انجام شود، بدون تردید یکی از مؤثرترین ابزارهای مدیریت است؛ ابزاری که میتواند فاصله مدیر و واقعیت میدان را کم کرده و جلوی گزارشسازی را بگیرد.اما مسئله از جایی آغاز میشود که یک مدیر یا مسئول، بهعنوان بخشی از نظام اجرایی، نتواند تشخیص دهد انتشار عمومیِ نتیجه این بازدید بیش از آنکه به اصلاح کمک کند، به تضعیف اعتماد عمومی و القای ناکارآمدی کلی نظام اداری منجر میشود. نظارت خوب است و شفافیت لازم، اما مدیریت افکار عمومی هم جزئی از مسئولیت حاکمیتی است؛ و ناتوانی در تشخیص مرز میان «اصلاح» و «تخریب ناخواسته»، خود یک ضعف مدیریتی محسوب میشود.
ادامه این مسیر، اعتماد عمومی به ساختار اجرایی را فرسوده میکند و حکمرانی را از مسیر نهادمحور به سمت فردمحور سوق میدهد؛ مسیری که در آن، دوربین جای قانون و تصویر جای پاسخگویی را میگیرد.در چنین شرایطی باید بهجای رقابت بر سر دیدهشدن، به بازتعریف نسبت «رسانه، مسئول و نهاد» فکر کنیم؛ چرا که مدیریت واقعی، الزاماً پرسر و صدا نیست، اما پایدار و قابل اتکاست.
انتهای خبر/۱۳۰۴
تمام حقوق برای مجله خبری تپور محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.