صحبت‌های عجیب سرافراز رئیس اسبق رسانه ملی!

محمد سرافراز رییس اسبق سازمان صداوسیما در این گفت‌و‌گو و در حالی که پیراهن مشکی بر تن دارد، با اشاره به آن چه «فساد سیستماتیک» و «دروغ سیستماتیک» خوانده، مدعی می شود:  اقتصاد ما در کلان به این شکل است که دولت‌ها هزینه و مخارج خود را بالا می‌برند درحالی که متناسب با آن درآمد ندارند

به گزارش مجله خبری تپور؛ اخیرا ویوئویی شامل بخش‌هایی از گفت‌وگوی خانم شهرزاد میرقلی خان که سابقه اشتغال در صدا و سیما داشته با محمد سرافراز رئیس اسبق صدا و سیما و عضو حقیقی شورایعالی فضای مجازی از سوی خانم میرقلی خان در یوتیوب منتشر شده است.

وی پس از انتشار این ویدیو در صفحه توئیترش نوشت: از پایان ۴۰ روز، چند ویدیوی ناقابل از مصاحبه‌ام با محمدسرافراز رو پخش کردم. زمان ضبط ویدیوها مربوط به گذشته است. الان من در آلمان هستم و سرافراز در تهران.

با توجه به سال‌ها حضور آقای سرافراز در معاونت برون مرزی صدا و سیما و سپس ریاست این دستگاه و نیز عضویت وی در شورای عالی فضای مجازی به عنوان شخص حقیقی، جماران بخش‌هایی از سخنان و ادعاهای اخیر وی را که نمی توان از نظر دور داشت، منتشر می کند به امید این که مسئولان مربوطه ابهامات ایجاد شده را رفع نمایند.

محمد سرافراز رییس اسبق سازمان صداوسیما در این گفت و گو و در حالی که پیراهن مشکی بر تن دارد، با اشاره به آن چه «فساد سیستماتیک» و «دروغ سیستماتیک» خوانده، مدعی می شود:  اقتصاد ما در کلان به این شکل است که دولت‌ها هزینه و مخارج خود را بالا می‌برند درحالی که متناسب با آن درآمد ندارند لذا از طریق نظام بانکداری ناکارآمد و فاسد پول چاپ می کنند، نرخ ارز را افزایش می دهند و در نهایت با مکانیزم های مختلف ارزش پول ملی را پایین می آورند در نتیجه آنها که درآمدهای کمی دارند از ناحیه این سیاست ها ضرر می کند و فاصله طبقاتی در جامعه ما افزایش می یابد. در کنار این موضوع، شرکت های بزرگ رانتی با ماهیت مبهم خود در فساد اقتصادی نقش دارند.

وی با ابراز این ادعا که «این شرکت های خصولتی یا رانتی در همه ارگان های دولتی و حکومتی وجود دارند.» و نام بردن از برخی نهادهای به گفته ی سرافراز حاکمیتی و برخی بانکها که چنین شرکتهایی در اختیار دارند، مدعیات خود را چنین ادامه می دهد: این شرکت ها زمانی که می خواهند به دولت گزارش دهند یا مالیاتی بپردازند، می گویند خصوصی هستیم و آنجایی که می خواهند از مزایا و رانت های قانونی استفاده کنند، خود را دولتی می نامند. این شرکت های خصولتی یا رانتی در همه ارگان های دولتی و حکومتی وجود دارند. اقتصاد کلان کشور در دست این ها است که  امکان رقابت عادلانه را از مردمی که یک سرمایه ای در اختیار دارند گرفته است.

سرافراز همچنین به نقش آفرینی شرکت های شبه دولتی در ماجرای تحریم ها اشاره کرده و مدعی می شود: این شرکت های بزرگ رانت خوار، هر جا ببینند سود کلانی وجود دارد، می روند و در آنجا چمبره می زنند. مثلا یک زمانی اگر قرار باشد قیمت سکه و دلار افزایش پیدا کند، دلار و سکه بازار را جمع می کنند. در دوره تحریم ها هم عمده سود را همین شرکت های رانتی بردند چون در زمان تحریم اقتصاد مبهم می شود. یکی از دلایلی که موجب شده تا حالا ما در ماجرای برجام به نتیجه نرسیم یا تحریم ها پایان پیدا نکند، سود همین شرکت های رانتی است که از قبل تحریم ها تامین می شود.

وی یک بعد دیگر فساد را، سیاسی دانسته و ادعا می کند : در کشوری که بر رای مردم استوار است، درست این است که از دل احزاب مستقل، دولت ها بیرون بیایند. حزب درست حزبی است که از میان انسان های کارامد کادریابی کند و برای اداره کشور برنامه داشته باشد. این احزاب باید در زمانی که صاحب قدرت نیستند، آن دسته از احزابی که در قدرت هستند را به طور شفاف نقد کنند. در این صورت است که در زمان انتخابات مردم با توجه به راه حل ها دست به انتحاب گزینه مورد نظر خود می زنند چون در یک جامعه بزرگی مانند ایران مردم نمی توانند به طور مستقیم کاندیداهای خود را بشناسند. در شهری مانند تهران با میلیون ها نفر جمعیت مردم نمی توانند بفهمند که چه کسی برای مجلس مناسب تر است. کشور ما از این کارکرد حزبی خارج شده است. ممکن است بگویند من در حال توضیح دموکراسی غربی هستم در صورتی که من معتقد هستم دموکراسی غربی هم دچار فساد سیاسی است چراکه بودجه احزاب آنها از نهادهای سرمایه گذاری و مالی بزرگ پرداخت می شود. هم در آمریکا هم در اروپا این موضوعات روشن است. من معتقدم در یک نظام سالم، بودجه احزاب قانونی باید از طریق دولت و حکومت تامین شود و خارج از آن نباید بودجه ای وجود داشته باشد زیرا همانقدر که مهم است یک وزارت خانه به کارکنان خود حقوق می دهد، ما باید احزابی داشته باشیم که کادر سیاسی برای اداره کشور تربیت کنند و بتوانند برای اوضاع جامعه به طور علمی نظر بدهند اما در حکمرانی ما حزب درست و حسابی (به غیر از اوایل انقلاب) وجود نداشته است.

محمد سرافراز همچنین ادعا می کند: نهادهای حاکمیتی چون پول و قدرت زیادی دارند، کارکرد حزبی پیدا کرده اند. این نهادها به شکل غیرعلنی و غیررسمی با توجه به قدرت مالی، اطلاعاتی و سیاسی که دارا هستند، تعیین می کنند چه کسی رییس جمهور شود یا فلان افراد (در مجلس) رای بیاورند. از نظر سیاسی این امر موجب یک فساد سیستماتیک شده که عاقبت خوشی برای کشور نخواهد داشت.

ادعاهای سرافراز در همین جا تمام نمی شود. وی مدعی شود: در حوزه مسائل امنیتی هم همین است. کار به جایی رسیده که به تدریج قدرت نهادهای امنیتی بیشتر شده است. در نهادهای امنیتی، افرادی با اسم مستعار و ناشناخته وجود دارد که دارای اختیارات فوق العاده زیادی شده اند یعنی می توانند حتی به قضات قوه قضاییه بگویند چجور حکم بدهید،  چجور زندانی کنید و …

بخش زیادی از کارهای اینها خلاف قانون اساسی است اما چون کسی وجود ندارد با این افراد برخورد کند، هرکاری که دلشان می خواهد می کنند. ما می بینیم در اتفاقات روزهای اخیر و سال 98 سیستم امنیتی ما هیچ چیزی را بر عهده نمی گیرد. در سال 1398 از 300 تا 1500 نفر کشته اعلام شده است اما حتی یک مورد وجود نداشته که بیایند بگویند ما اشتباه کرده ایم. هیچ چیزی بر عهده نمی گیرند و وقتی سیستم را در حالت امنیتی قرار می دهند تمام نهادها را از کارکرد خود خارج می کنند.

وی مدعی می شود: صداوسیما در اختیار این افراد قرار گرفته است و به آن گفته می شود چگونه خبر، روایت، اعتراف و … منتشر کند و همین باعث شده یک بی اعتمادی در جامعه شکل بگیرد… واقعیت ها گفته نمی شود و در عین حال روایت های جعلی و غیرواقعی با نام جنگ روایت ها خلق می شود.

سرافراز در بخش دیگری از سخنان خود به عملکرد فرمانده پیشین اطلاعات سپاه اشاره کرده و ادعاهای خود را چنین ادامه می دهد: در دوره ریاست من بر صداوسیما به نظرم اینها می خواستند از طریق دست گذاشتن روی منابع مالی سازمان، بر صداوسیما مسلط شوند. آنها از طریق جاسوس سازی و جاسوس نماها گفتند ما می خواهیم این سیستم را در اختیار بگیریم. یکی از اشکالات این است که (این افراد) تنها روشی که  بلد هستند، بگیر و ببند و جاسوس سازی است زیر می خواهند واقعیت بزرگی که تا به امروز پنهان بوده روشن نشود. آن واقعیت بزرگ نفوذ زیاد دستگاه های امنیتی اسرائیل و آمریکا است چون (موساد و سیا) فهمیده اند وقتی گرفتار مشکل می شویم به سیستم امنیتی رجوع می شود لذا اگر کسی بخواهد کاری در کشور بکند از همین شیوه بهره می گیرد نه از یک خبرنگار بدبخت که می خواهد چند عکس و گزارش تهیه کند.

وی در ادامه با ادعای این که»اسراییلی ها در زمانیکه آقای طائب و دوستانشان در صداوسیما و جاهای دیگر جاسوس می تراشیدند، به راحتی دانشمندان هسته ای ما را ترور کردند، اسناد هسته ای را ربودند و مراکز هسته ای را منفجر می کند که هیچکدام هم شناسایی نشدند.» می گوید: اینها صداوسیما را می خواستند که من مقاومت کردم اما در نهایت بین سخنان من و آنها، آنها را انتخاب کردند و من کنار رفتم. این وضعیت در سایر نهادها و دستگاه های دیگر اتفاق افتاده است.  این دستگاه ها از کارکرد اصلی خود خارج شده اند و از چشم ملت هم افتاده اند. من نمی توانم بگویم همه اینها اتفاقی بوده است. من به آقای سلامی فرمانده سپاه گفتم اینها اول صداوسیما را زدند و سپس به سراغ سپاه رفته اند. به ایشان گفتم که اینها چطور در حال بی اعتبار کردن سپاه با جاسوس معرفی کردن محیط زیستی ها، وقایع سال 98 و … هستند. از سوی دیگر در حال بی اعتباری نهاد رهبری و نهاد دولت هستند. اگر این نقشه را سازمان سیا ریخته است باید به آن دست مریزاد گفت. به نظر من خیلی ها فهمیده اند که چه اشتباهی مرتکب شده اند. صحبت من این است که ما در چنین وضعیتی قرار گرفته ایم که مسئولان نمی توانند وظایف قانونی خود را انجام نمی دهد… من 6 سال پیش وقتی دیدم نمی شود ادامه دهم، استعفا دادم.

رییس اسبق صداوسیما در ادامه مدعیاتش می افزاید: همه ما باید به مدد الهی امیدوار باشیم. بخش زیادی از نسل جوان ما بسیار باهوش و شجاع هستند و فکر می کنند با شرایط فعلی هیچ آینده ای نخواهند داشت. خشم اینها از شرایط باعث عصیان آنها شده است. به جای اینکه ببینند معترضین چه می خواهند و باید در مقابل آنها چه کنند، خیال خود را راحت کرده و می گویند اینها عامل دشمن هستند. مثل نقل و نبات، مامور سازمان سیا می سازند و همه مشکلات را حاصل فضای مجازی می دانند. گروه هایی مانند منافقین از طریق اراذل اوباش سازمان یافته دست به خشونت می زنند و همین ها را بهانه ای برای عامل دشمن معرفی کردن معترضین می کنند. پیش خود فکر می کنند اگر ما برخورد شدیدتری با معترضان داشته باشبم و رسانه و فضای مجازی را ببندیم موفق می شویم. این مسیر به نتیجه نمی رساند و اوضاع را بدتر می کند.

سرافراز گفت و گو را با این ادعا به پایان می رساند: با پذیرش استعفای من از ریاست صداوسیما بدون آنکه چیزی به من گفته شود، حکمی قرائت شد که من عضو شورای عالی فضای مجازی شدم. این حکم ادامه داشت تا زمانیکه من به این نتیجه رسیدم این شوراها خاصیت و کارکرد قابل قبولی ندارد. یکی از دلایل این بود که بسیاری از تصمیمات مرتبط با قطع شبکه های اجتماعی مانند تلگرام و … در شورا مطرح نمی شود. من چندسال پیش استعفا دادم و منتظر بودم با کناره گیری ام موافقت شود که نشد. البته در اتفاقات اخیر که واتسپ و اینستاگرام قطع شد، متوجه شدم حضور من در این شورا نفعی ندارد و علی رغم اعلام نشدن موافقت با استعفایم، دیگر در جلسات شرکت نکردم.

انتهای پیام/1301