این روزها همه می‌خواهند بخشدار شوند، شما چطور؟!

دور تسلسل سالهاست در حال تکرار شدن در مهمترین وزارت خانه دولت است که در این دولت، بر شدت و حدت آن افزوده شده و این جایگاه ها چنان تضعیف و ذلیل شده اند که می گویند: " این روزها همه می خواهند بخشدار شوند شما چطور؟

به گزارش مجله خبری تپور؛ علیرضا آزادی چافی در یادداشتی نوشت: از قدیم گفتند وقتی آب سر بالا بیاد، قورباغه ابوعطا میخونه و یا بقول امروزی ها: وقتی شهر هرت بشه، قورباغه هفت‌تیر کش میشه و علی القصه … حکایت این روزهای” استان مدام الناراضی کل اجمعین از وضعیت الانتصاب” از استاندار گرفته تا اون پایین پایین ها، ظاهرا دست کمی از شهر هرت نداره. انگار همین دیروز بود که برای پست استاندار گیلان، هر روز یک نفر از جیب غیب برخی از رسانه های معلوم الحال تیتر روز میشد و یهو یکی از اون زیر میزها میومد روی میز و با کلی عنوان، میشد گزینه استانداری! از سینه چاکان گزینه بومی گرفته تا بظاهر منطقیون هوادار غیربومی. تا جائیکه از فرط این شایعات، وزارت کشور مونده بود چکار کنه که یهو شش هفتا نماینده اومدند کمک وزارت خونه و بیانیه دادند که فلانی بشه استاندار که وزارت کشور به خودش اومد و دست همه رو تو پوست گردو گذاشت و تمام.

اما این همه ماجرا نبود، روز از نو و روزی از نو. بهرحال این همه زیر میزی رو میز مونده و شش هفتا نماینده رکب خورده. در خلاصه چه کار کنیم چه کار نکنیم که پروژه رو با تبریک گفتن و دستمریزاد که فرزند گیلان شد استاندار شروع کردند و کم کم با اهرم های فشاری، حداکثر ۱۵ درصد سهم انتصاب فرمانداران و بخشداران و …از خارج از وزارت کشور را ابتدا حذف کردند و پروژه سهم خواهی ها را شروع کردند و روزی نبود که لیست های متعدد از هر گوشه و کنار استان به استانداری سرازیر نشه و بازار رزومه گرفتن ها و کاسبی هایی از این دست، شد نقل هر محفل و مجلسی و کار به جایی رسید که هر طرف نگاه میکردی، یهو یک گزینه بخشداری و معاون فرمانداری و فرمانداری و مدیرکلی و … میدیدی که یک دست کت شلوار اتو کشیده پوشیده و چنان غرق توهمات حکمرانی بود که یادش رفته بود که اصلا طبق قانون نمی تواند استخدام شود چه برسد بخشدار و …

البته در اعماق وجودش، قطعا امیدی به شهر هرت داشت تو بگو حتی یک هزارم درصد و اگر بر این آرزومندان عیبی و ایرادی نگیریم اما از آن لیست نویسان نمی‌شود به هیچ وجه گذشت که چه راحت مخ این آرزومندان کوته فکر را تیلیت کرده بودند و صد البته در ورای این لیست نوشتن ها، زیرکانه و هوچی گرانه، فشارها را بر استاندار جهت انتصاب گزینه های خود زیاد کرده و کار چنان بیخ پیدا کرد که در این شهر هرت بوجود آمده، عنان از دست خارج شد که صدایش از هم اکنون در آمده و فرمانداری ها و بخشداری ها شده اند کارگاه آموزشی برای منتصبین بی تجربه و کم تجربه و فاقد صلاحیت های مدیریتی که در اوج خشکسالی، تورم و مسائل زیست محیطی و … باید برای هر تصمیم فوری اداری و اجرایی، روزهای متعدد را صرف بررسی چگونگی صدور دستورات اقدامی می کنند و هر لحظه دست به دامان کارمندان وزارت کشوری خود جهت مشاوره و آموزش می شوند و این دور تسلسل سالهاست در حال تکرار شدن در مهمترین وزارت خانه دولت است که در این دولت، بر شدت و حدت آن افزوده شده و این جایگاه ها چنان تضعیف و ذلیل شده اند که می گویند: ” این روزها همه می خواهند بخشدار شوند شما چطور؟

انتهای پیام/۱۳۰۱